هدیه ای از طرف خدا

تولد یک سالگی جیگر مامان

عزیزم ! یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز و یک زمستان را دیدی ! از این پس همه چیز تکراریست نازنینم النای عزیز تر از جانم همه ی امیدم شیطون من شیرین من تولد یکسالگیت مبارک دخترم ان شا الاه که هزار سال زنده باشی و سالم وخوشبختو عاقبت بخیر باشی الهی که من دورت بگردم که یکساله مونس من و بابایی شدیو با وجود همه شیطنت هات یه لحظه دوری ازت درداوره. النا جونم از اونجایی که کرج بودیم و تو هو همونجا بدنیا اومده بودی تولدتو همونجا خونه باباحاجی گرفتیم و خیلی خوش گذشت همه اومدن و حسابی بزن و برقص داشتیم  خدارو شکر خیلی عالی بود.   ...
19 آبان 1393

عکس

ما که هیچوقت تو خونه نیستیم همش اینور اونور در حال مسافرت و خدارو شکر النا هم تو ماشین اذیت نمیکنی و بیشترشو خوابیدی البته ناگفته نماند که دست به همه چی میزنی و فلش هارو داغون کردی .بازم ما رفتیم شهربابک خونه خاله و اینبارم مثل همیشه خوش گذشت وقتی ناهار خوشمزه که بابایی درس کرده بودو تو حیاط خوردیم یه حوض اب بود که پرش کردیم و با وجود هوای کمی سرد شما با سامیار و ملیکا رفتین توش ابتنی و حسابی اب بازی کردی البته ناگفته نمونه که بابایی هم با اون قد وهیکلش به شماها اضافه شد و کلی باهاتون بازی کرد الته وقتی از حوض اومد بیرون تقریبا ابی تو حوض نبود           م اینم یه عکس از النا خانم وقتی رفته ...
19 آبان 1393
1